جلو – جبهه حقوق بازنشستگی رییس جمهور بازنشستگی

جلو – جبهه: حقوق بازنشستگی رییس جمهور بازنشستگی روزنامه اوباما آمریکا حقوق بازنشستگی اوباما

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی صدا و سیما با روحانی زاویه دارد، هلال را کمرنگ می‌کند / قشنگ کلام

صداوسیما با دولت آقای روحانی زاویه دارد و می‌خواهد این دولت را به مردم منفی معرفی کند بنابراین کسانی را که در رابطه با دولت آقای روحانی قرار می‌گیرند، از جمله ه

صدا و سیما با روحانی زاویه دارد، هلال را کمرنگ می‌کند / قشنگ کلام

قشنگ کلام: صدا و سیما با روحانی زاویه دارد، هلال را کمرنگ می کند

عبارات مهم : زلزله

صداوسیما با دولت آقای روحانی زاویه دارد و می خواهد این دولت را به مردم منفی معرفی کند بنابراین کسانی را که در رابطه با دولت آقای روحانی قرار می گیرند، از جمله هلال احمر، ارتش و… کارشان را ضعیف جلوه می دهد ما با این مردم چه کرده ایم که به جای اینکه پول ارزش را به ارگان های دولتی بدهند به صادق زیباکلام می دهند؟

فکرش را هم نمی کرد، به خواب هم ندیده بود که از مردم چیزی بخواهد و یک شبه رقمی چندصد میلیونی به حسابش واریز کنند و بعد این چند صد میلیون بشود سه میلیارد. صادق زیباکلام قبل از زلزله غرب کشور استاد دانشگاهی بود که گهگاهی با بیانات تند و آتشینش در عرصه سیاسی خیلی ها را به وجد می آورد و البته مخالف هم زیاد داشت. صورت ای اصلاح طلب که در انتخابات های اخیر در صفحه های شخصی اش صدایش را به گوش کاربرانی می رساند که هر روز شاهد تحلیل ها و البته حمایت های او از اصلاح طلبان و اعتدالیون بودند؛ ولی ٢١ آبان همه چیز عوض کردن کرد؛ ازگله و چندین شهر و روستای دیگر استان کرمانشاه لرزید و این بار آقای سیاستمدار تصمیم گرفت صورت ای اجتماعی به خود بگیرد.

صدا و سیما با روحانی زاویه دارد، هلال را کمرنگ می‌کند / قشنگ کلام

یک فراخوان عمومی جهت کمک به زلزله زدگان داد و «مردم هم حسابی ترکاندند» خودش این را می گوید؛ می گوید به خواب هم نمی دیدم که مردم اینقدر از درخواست کمک به مردم زلزله زده استقبال کنند. به خاطر همین استقبال میلیاردی هم است كه می گوید تصمیم گرفته به همراه بعضی از شرکت های مردم نهاد «دهکده امید» بسازد؛ در روستای سراب ذهاب قادری.

زیباکلام در این گفت وگو از ماجرای حلالیت طلبیدنش از هلال احمر هم گفت؛ گفت اگر من باید یک بار از هلال احمر حلالیت بطلبم، صدا و سیمای جمهوری اسلامی باید هزار بار از هلال احمر حلالیت بطلبد. گفت هلال احمر می دانست در مناطق زلزله زده چه کار کند و در امداد به زلزله زدگان نمره قبولی گرفت. از بی اعتمادی مردم به شرکت های دولتی و اعتماد به سلبریتی ها گفت. از این که مسئولان بلندپایه کشور باید فکری به حال این بی اعتمادی بکنند و در آخر یک دعا کرد: «دعا کنیم در مکان های دیگری که مسکن مهر ساخته شده، زلزله نیاید».

صداوسیما با دولت آقای روحانی زاویه دارد و می‌خواهد این دولت را به مردم منفی معرفی کند بنابراین کسانی را که در رابطه با دولت آقای روحانی قرار می‌گیرند، از جمله ه

آقای زیباکلام، چه شد که تصمیم گرفتید بعد از وقوع زلزله غرب کشور کمک های مردمی را به صورت انفرادی جمع آوری کنید؟

همه چیز واقعا تصادفی اتفاق افتاد؛ به هیچ عنوان نمی خواستم یک کار قهرمانانه و ابر انسانی انجام دهم. روز سه شنبه یعنی یک روز بعد از زلزله، دانشگاه بودم و یکی از شاگردانم که از اعضای بسیج دانشکده هست، پیش من آمد و گفت استاد اجازه است من سر کلاس نیایم. پرسیدم چه کار داری؟ و گفت می خواهیم برویم جهت زلزله زده ها کمک جمع آوری کنیم؛ به او اجازه دادم که برود و بعد از ظهر همان روز دوباره او را دیدم و با هم راجع به کمک ها صحبت کردیم و گفت حدود یک میلیون تومان پول از اساتید و دانشجویان و مسجد دانشگاه جمع کرده اند. همان موقع یکی از همکارانم هم در دانشکده شروع به جمع آوری کمک های مردمی کرد که حدودا هفتصد، هشتصد هزار تومان شده است بود.

وقتی به منزل برگشتم و تصویرهای خرابی ها و زیر و رو شدن زندگی مردم زلزله زده را دیدم، به خودم گفتم که از آن دانشجوی بسیجی و همکار زن ات یاد بگیر و یک کاری کن. بنابراین تصمیم گرفتم که شماره حسابم را تويیت کنم و از ادمین ام خواستم که آن را در پیج اینستاگرام نیز بگذارد. فکر می کردم آنها حدود یک میلیون جمع کردند و حالا ممکن است من هم پنج، شش میلیون جمع کنم و جهت دانشجوهای قدیمی ام که در کرمانشاه و سنندج هستند، پول را بفرستم تا اقلام مورد نیاز را جهت زلزله زده ها خریداری کنند.

نتیجه این تويیت و پست اینستاگرام فاصله عجیبی با آینده نگری شما داشت و مبالغ واریزی مردم از میلیون هم گذشت و به میلیارد رسید.

صدا و سیما با روحانی زاویه دارد، هلال را کمرنگ می‌کند / قشنگ کلام

بعد از تويیت کردن و پست اینستاگرام حدودا ٤٠ دقیقه زیاد نگذشته بود که دیدم پشت به پشت هم پول به حسابم واریز می شود. نمی توانستم رقم را درست بخوانم و از دخترم لیلا پرسیدم این چقدر است؟! دخترم گفت بابا این از ١٠ میلیون تومان هم رد شده. باورم نمی شد که در کمتر از یک ساعت ١٠ میلیون تومان جمع شده است باشد! خواب از سرم پرید و تا ساعت دو نیمه شب بیدار ماندم و تا آن موقع این رقم به ٥٠ میلیون تومان رسیده بود. صبح که بیدار شدم پول های واریز شده است به شماره حسابم به مرز ٢٠٠ میلیون تومان رسیده بود و باورم نمی شد در طول این مدت، این همه پول جمع شده است باشد.

روز چهارشنبه بود و دوباره کلاس داشتم و چون سه تا کلاس پشت سر هم داشتم، موبایلم را خاموش کردم و بعد از اتمام کلاس ها هنگامی که موبایلم را روشن کردم، باورم نمی شد که پول ها به ٤٠٠ میلیون تومان رسیده باشد. آن روز تا شب یعنی بعد از گذشت ٢٤ ساعت از این اتفاق از ٥٠٠، ٦٠٠ میلیون تومان هم عبور کرد. آنجا بود که متوجه شدم بدون اینکه من کاری را طراحی کرده باشم و به ذهنم خطور کرده باشد مردم اینجوری به من اعتماد کرده اند و گُر و گُر پول به حسابم می ریزند! دیگر وسط ماجرا قرار گرفته بودم و احساس مسئولیت بیشتری در برابر این عنوان پیدا کردم.

صداوسیما با دولت آقای روحانی زاویه دارد و می‌خواهد این دولت را به مردم منفی معرفی کند بنابراین کسانی را که در رابطه با دولت آقای روحانی قرار می‌گیرند، از جمله ه

حستان نسبت به این مسئولیت سنگین و اعتمادی که مردم به شما کرده بودند، چه بود؟

اول که این کار را شروع کردم، قصد داشتم پول ها را جهت افراد معتمد بفرستم تا هر چیزی که مورد نیاز است جهت زلزله زدگان کرمانشاه بخرند، ولی با اوج رفتن مبالغ واریزی این ماجرا ابعاد دیگری پیدا کرد. متوجه شدم کمترین تشکری که می توانم از مردمی که به من احترام گذاشته و اعتماد کرده اند، بکنم این است که خودم بروم به مناطق زلزله زده و از نزدیک شرایط را بررسی کنم تا ببینم چه کار می توانم انجام دهم.

آیا از افرادی که در آنجا بودند، کمک نگرفتید و تصمیم داشتید خودتان از نزدیک آنجا را بررسی کنید؟

صدا و سیما با روحانی زاویه دارد، هلال را کمرنگ می‌کند / قشنگ کلام

چون هنگامی که با بعضی ها تماس می گرفتم و تصاویری که جهت من از شرایط مناطق زلزله زده می گفتند یک مقداری متضاد و مبهم بود؛ به عنوان نمونه می گفتند کمک شده است و بعد می گفتند نشده؛ می گفتند چادر می خواهند و بعد می گفتند نمی خواهند. بنابراین روایت های متفاوت از شرایط باعث شد تصمیم بگیرم که صبح پنجشنبه با ماشین خودم و به همراه دخترانم به سمت کرمانشاه حرکت کنیم.

در طول روز پنجشنبه روند واریز پول به کجا رسید؟

روز پنجشنبه که به مناطق زلزله زده کرمانشاه رسیدیم با دوستانی که از ساعت های اول زلزله در جریان کمک رسانی قرار داشتند، جلسه گذاشتیم. جلسه ای که حدودا دو ساعت طول کشید و راجع به اوضاع و شرایط و نیازهای مردم صحبت کردیم. درنهایت تصمیم گرفتیم فردا (روز جمعه) از مناطقی که در دشت ذهاب بشدت آسیب دیده اند، دیدار کنیم. آن شب به علت خستگی بعد از جلسه خوابم برده بود که دخترم لیلا من را از خواب بیدار کرد و گفت بابا پول ها از مرز یک میلیارد هم گذشت.

هنگامی که به مناطق زلزله زده رسیدید، نخستین برداشت تان در مقایسه با روایت هایی که از فضای آنجا شنیده بودید، چه بود؟

وقتی مناطق را از نزدیک دیدم، متوجه شدم که یک سری ناهماهنگی ها و نابسامانی های اولیه وجود داشته است ولی واقعا کمک رسانی به وسیله مردم و هلال احمر صورت گرفته بود. پشت به پشت هم کمک ها می رسید و از مرحله اولیه بعد از زلزله که باید نیازهای اولیه زلزله زدگان مثل چادر و آب و غذا تامین شود، عبور کرده بودیم. بنابراین در چهارمین روز زلزله باید به مصايب بلندمدت تر فکر می کردیم؛ آیا که دیر یا سریع سرما از راه خواهد رسید و در بعضی از مناطق که سردتر و کوهستانی تر هستند مردم نمی توانند در چادر زندگی کنند. همین هم شد که فکر کردم مردم آن مناطق جهت اسکان موقت به کانکس نیاز دارند.

بنابراین ارزیابی اولیه شما از مناطق زلزله زده سردسیر تهیه کانکس جهت مردم بود.

البته جهت این عنوان بحث های جدی به وجود آمد و خیلی ها اعتقاد بودند که کانکس فرمول جالبی نیست. با خود زلزله زده ها که صحبت می کردیم، خیلی های ارزش می گفتند ما حاضریم به مسئولیت خودمان در چادر زندگی کنیم به شرط اینکه مطمئن شویم که منزل های ویران ما ساخته می شود. آنها می گفتند ما این وحشت و نگرانی را داریم که به عنوان نمونه بنیاد مسکن، قرارگاه خاتم الانبیا یا ستاد بحران کرمانشاه جهت ما کانکس بیاورند و بعد هم عنوان ساخت منزل های مان فراموش شود. بنابراین اگر چه نیاز به کانکس احساس می شد ولی مردم دلواپس آینده بودند که اگر جهت آنها کانکس گذاشته شود، خیال مسئولان راحت شود که حالا که کانکس و برق دارند دیگر منزل های ارزش ساخته نشود.

آقای قشنگ کلام در آخر چقدر پول جهت شما جمع شد؟

تا دوشنبه، سیزدهم آذرماه این پول از مرز سه میلیارد تومان گذشت و همچنان هم مردم به این حساب پول واریز می کنند.

می خواهید با این همه پول چه کار کنید؟

من نیازهای مردم مناطق زلزله زده را از نزدیک بررسی کردم. روستايیان بهتر می توانند نیازهای ارزش را تشخیص دهند؛ خیلی با کانکس موافق نبودند و به این عنوان به چشم یک مُسکن نگاه می کردند، در حالی که باید به درد پرداخته می شد. توصیه دیگری که وجود داشت این بود که من متوجه شدم روستاهای کرمانشاه در چه فقر وحشتناکی به سر می برند و هنگامی که زلزله دیوارهای منزل های محقر را ریخت، فقر عریان شده است بود. بنابراین فکر کردم که حتی اگر کانکس هم جهت روستايیان تهیه کنیم، بعد چه می شود؟ این فقر چگونه ریشه کن می شود؟ صحبت های مفصلی با همکاران دانشگاه کردستان و دست اندرکاران کمک رسانی و «ان جی او»ها داشتیم و ماحصل ده ها ساعت جلسه این شد که ما با این پول یکی از روستاهایی که با خاک یکسان شده است است را بازسازی کنیم.

منتها نه یک بازسازی معمولی؛ اسمش را گذاشته ایم «دهکده امید». می خواهیم این دهکده را با معیارها و ملاک های توسعه پایدار بازسازی کنیم. ببینید در کشور عزیزمان ایران آب هایی که جهت کشاورزی استفاده می شود خیلی هدر می رود، بنابراین در صحبت هایی که با کارشناسان داشته ایم یک بخش از بازسازی دِه به این صورت است که سیستم فاضلاب جهت این دِه ایجاد کنیم تا فاضلاب ها راجمع آوری کند و بعد براساس طراحی این سیستم، فاضلاب را تصفیه کنیم و آب تصفیه شده است را جهت مصرف دوباره بازیافت کنیم. این کار جهت یک دِه هم که انجام شود، قدم بزرگی خواهد بود.

با این پول چه کارهای دیگری می توان جهت یک دِه انجام داد؟

قرار است سیستم کشاورزی ارزش را آبیاری قطره ای کنیم تا آب هدر نرود. منزل بهداشت تاسیس می کنیم تا هم خود روستايیان و هم از روستاهای اطراف بتوانند از خدمات پزشکی استفاده کنند. کار دیگری که در این دِه انجام خواهد گرفت، این است که جهت فرزند ها زمین بازی بسازیم. از طرف دیگر می خواهیم از طریق انرژی خورشیدی سیستم گرمایش را در آنجا تامین کنیم. منزل فرهنگی و کتابخانه نیز در این دِه خواهیم ساخت تا روستاهای اطراف هم بتوانند استفاده کنند.

خروجی کارهایی که قرار است در یک دِه یا به قول شما دهکده امید انجام شود، چه چیزهایی است؟

ببینید من فکر می کنم چنین اقداماتی فقر را در دِه ریشه کن می کند. سوالی که ما در همه این جلسات از خودمان پرسیدیم این بود که آیا نمی شود زندگی در دِه به گونه ای باشد که یک حداقل درآمد را جهت مردم دِه ایجاد کند تا دِه را رها نکنند؟! ما سال ها است که می شنویم که روستايیان و کسانی که در این مناطق متولد شده است اند به علت بیکاری روستاهای ارزش را رها کرده اند و به شهرها رفته اند؛ درنهایت هم اغلب آنها هنگامی که از روستاها به شهرها مهاجرت کرده اند یا دستفروش شده است اند یا کارگری کرده اند. این سیکل معیوب فقر و تولید فقر باید چند قرن در کشور عزیزمان ایران ادامه پیدا کند؟

با این کار مخالفت نمی شود؟

بعضی ها به ما می خندند و می گویند از آرزوهای محال هست؛ ولی شاید توانستیم و این کار را کردیم.

می توانید؟

ما مواقعی چیزهای جالبی در زندگی و عالم بیداری می بینیم و می گوییم چقدر خوب، آیا ما این را نداشته باشیم. مارتین لوتر کینگ جمله معروفی دارد که می گوید: «من یک سری چیزها را در رویا می بینم و هنگامی که از خواب بیدار می شوم، می گویم آیا این را نداشته باشم؟!» حالا این شرایط هم جهت من همین طور هست. من یک چیزهایی را در رویا می بینم و می گویم آیا نه؟!

اگر نتوانستید؟!

خب اگر نتوانستیم می گویم نتوانستیم؛ ولی مهم این است که می خواهیم تلاش خودمان را بکنیم.

آیا مردم و به خصوص کسانی که جهت شما پول واریز کرده اند در جریان کارها قرار خواهند گرفت؟

من مرتب به مردم گزارش می دهم و هزینه ها را اعلام خواهم کرد.

روستایی که قرار است به دهکده امید تبدیل شود را گزینش کرده اید؟

آخرین باری که در این مدت به کرمانشاه رفتم با مشورت هایی که با کارشناسان و تحلیلگران انجام شد، روستای مان را گزینش کردیم. روستایی به نام« سراب ذهاب قادری» که ٧٣ خانوار دارد و تقریبا ٩٠ درصدش در زلزله از بین رفته و حدود ٢٠ تا ٣٠ نفر از اهالی دِه کشته شده است اند.

روستايیان سراب ذهاب قادری از این ماجرا مطلع هستند؟

بله با شورای اسلامی و مردم دِه جلسه گذاشته ایم و ان شاءالله قرار است به زودی کار را شروع کنیم.

قطعا ساخت و احیای دوباره یک دِه آن هم در حد و اندازه هایی که از آن صحبت کردید، نیاز به برنامه ریزی دارد. آیا افراد متخصص یا ارگان خاصی در این کار به شما کمک می کند؟

فعلا تا این مرحله قرار است هیأت علمی دانشگاه کردستان کارهای نقشه برداری و آزمایش خاک را انجام دهد و سایر مجوزهایی که باید از دستگاه های متفاوت اخذ کنیم در حال انجام است.

در مناطق زلزله زده مردم شما را می شناختند که بیایند و کمک بخواهند؟

بله؛ بعضی از مردم من را می شناختند و می درخواست کردند که در تهیه اقلام اولیه مورد نیازشان کمک ارزش کنم.

آقای زیباکلام! بعد از اینکه این جریان درخواست کمک از سوی شما و سلبریتی های فرهنگی و اجتماعی شروع شد، یک سری حرف ها زده شد مبنی بر این که مردم به مسئولان بی اعتماد هستند و به خاطر همین بی اعتمادی است که به اشخاص سیاسی و ورزشی و سینمایی اعتماد و پول های ارزش را به حساب آنها واریز کرده اند. شما این عنوان را قبول دارید یا فکر می کنید علت دیگری دارد؟

هم بی اعتمادی را قبول دارم و هم این بی اعتمادی را به صورت مطلق قبول ندارم. جهت توضیح این عنوان یک مثالي بزنم از چیزی که با چشمان خودم دیدم ؛ در هیچ روستایی نبود که چادری از هلال احمر وجود نداشته باشد. در بعضی از روستاها از ٥ تا ٢٠ تا چادر هم بود. خب این نشان می دهد که هلال احمر یک کارهایی کرده هست. بنابراین درست نیست که بگوییم بی اعتمادی مطلق وجود دارد. به صورت نسبی اعتماد وجود دارد ولی ببینید اعتمادی که می بایست وجود می داشت، نه متاسفانه آن اعتماد وجود ندارد؛ یعنی مردمی که به حساب صادق قشنگ کلام سه میلیارد تومان واریز کردند یا به آقای علی دایی و زن نیکی کریمی دادند، همان مردم دوران جنگ هستند.

در ٣٠ سال پیش زمانی که جنگ بود هنگامی که در یک محله ای فراخوان کمک های مردمی داده می شد، پیش نماز یا بزرگان محله ها می گفتند که ما می خواهیم هفته آینده جهت جبهه ها کمک بفرستیم و مردم می آمدند و حتی اگر کسی ٥ عدد تخم مرغ داشت همه آنها را جهت کمک می بخشید. سوالی که مطرح می شود این است که ما بعد از ٣٠ سال با مردم چه کرده ایم که به جای این که کمک های ارزش را مثل همان دوران جنگ به مراکز رسمی و هلال احمر یا کمیته امداد خمینی بدهند، می آیند و به امثال صادق قشنگ کلام می دهند؟ من اگر به جای مسئولان می بودم در خلوت خودم به این اتفاقی که افتاده هست، فکر می کردم.

شما هنگامی که به منطقه رفتید و امدادرسانی ها را دیدید، از هلال احمر معذرت خواهی کردید. چه شد که تصمیم گرفتید از هلال احمر معذرت خواهی کنید؟

یکی از شاخصه های من این است که ظاهر و باطنم یکی هست. من هنگامی که رفتم و دیدم چیزهایی را که راجع به هلال احمر گفته اند، درست نیست، این کار را کردم. چون می گفتند هلال احمر نرسیده و کمک ها را نداده و این حرف ها. چون چیزی که من دیدم این بود که اولا هلال احمر از همان لحظه اول که زلزله اتفاق افتاد، حضور داشت. توصیه دوم این بود که هلال احمر یک شرکت حرفه ای هست. حالا ممکن است قسمت هایی از این شرکت ضعیف باشد ولی شما نمی توانید این شرکت را با شرکت های امدادرسانی دیگر مقایسه کنید.

واقعا من این شرکت را در کارش حرفه ای دیدم. حالا این که بعضی نهادهای دیگر می آیند و چوب لای چرخ هلال احمر می گذارند، اینها پرسشها سیاسی است که امیدوارم برطرف شود ولی توصیه اینجاست که هلال احمری ها می دانستند چه باید بکنند. حالا اگر ده ها هزار ماشین آمده و ترافیک ایجاد کرده اند و کامیون هلال احمر نمی تواند مواد غذایی را برساند، اینها امری است علی حده. توصیه بعد این که یادمان باشد هلال احمر اورژانس هست. وظیفه اش به مرحله اول خلاصه می شود. دیگر وظیفه ندارد بیاید کانکس راه اندازی کند، حمام صحرایی درست کند و… اینها دیگر وظیفه هلال احمر نیست.

بعد در واقع به همین دلایل بود که از اعضای هلال احمر حلالیت خواستید؟

بله، منتها شما باید جمله مرا کامل بگویید. گفتم اگر من باید از هلال احمر یک حلالیت بطلبم، صداوسیمای جمهوری اسلامی باید هزار حلالیت از هلال احمر بطلبد. چرا؟ چون صداوسیما با دولت آقای روحانی زاویه دارد و می خواهد این دولت را به مردم منفی معرفی کند، بنابراین آن کسانی را که در رابطه با دولت آقای روحانی قرار می گیرند، از جمله هلال احمر، ارتش و… کارشان را ضعیف جلوه می دهد.

در واقع می خواهد این طور جلوه بدهد که اینها در صحنه نبودند، کارشان را ضعیف انجام دادند و چه و چه، بنابراین صداوسیما باید هزار بار حلالیت بطلبد. جهت این که به علت بغض های سیاسی که نسبت به دولت آقای روحانی دارند، تلاش می کردند طوری نشان بدهند که دولت نیست، هلال احمر نیست، استاندار نیست، وزارت کشور خواب هست، ستاد بحران را آب برده و این حرف ها که واقعا این طور نبود. خیلی ها از این حرف ها واقعا به علت بغض به دولت آقای روحانی، مغرضانه بود و تلاش می کردند دولت را بکوبند.

بنابراین آیا از همان اول تصمیم نگرفتید که به مردم بگویید پول ها را به حساب هلال احمر بریزند؟ آیا گفتید به حساب خودتان بریزند؟

من روی شناختی که دانشجوها و بعضی از مردم از من دارند، تصورم این بود می آیند به حساب من پول می ریزند و بعد هم من می توانم این پول را جهت کسانی که می شناسم بفرستم. من اصلا و ابدا در خواب هم نمی دیدم که این پول به سه میلیارد تومان برسد، نهایتا فکر می کردم به سه میلیون برسد یا فوقش ١٠ میلیون. در واقع این طور نبود به خاطر این که من بخواهم هلال احمر را کوچک یا دولت را خفیف کنم، این تصمیم را گرفته باشم. ولی حرف مهم این است که شما باید این پرسش را از کسان دیگری بپرسید. به جای این که از صادق زیباکلام بپرسید آیا مردم آمدند به تو کمک کردند، باید از دولت بپرسید که آیا به تو کمک نکردند و به صادق زیباکلام کمک کردند؟ نهادهای رسمی حکومتی! آیا مردم نیامدند به شما کمک کنند؟ من روی لجبازی یا مسابقه با نهادهای دولتی و حکومتی که نیامدم این کار را بکنم چون عرض کردم، من واقعا باورم نمی شد حجم واریزها تا این حد باشد.

البته مردم به هلال احمر هم کمک کردند که حجم کمک های نقدی به بیش ٣٦ میلیارد تومان رسید. ولی شما راجع به بی اعتمادی مردم حرف زدید که خودش جای بحث دارد. شاید این بی اعتمادی به بدبینی تاریخی و فرهنگی مردم ما برگردد یا شاید هم تا حدودی ناشی از مفاسد اقتصادی اخیر باشد. به هر حال شما از دوران جنگ حرف زدید و همان طور که گفتید زیاد هم از آن دوران نمی گذرد که این بی اعتمادی حاصل شده است است.

ببینید، به نظرم قبل از هر چیز مسئولان محترم جمهوری اسلامی باید صورت مسأله را قبول کنند. متأسفانه یکی از خلقیات اجتماعی خیلی از مسئولان ما این است که صورت بعضی مسائلی را که یک مقدار به نظرشان ناهنجار و زمخت می آید، نمی پذیرند. شما نگاه کنید به همین مسأله: آیا مردم به مسئولان آن طور که باید و شاید اقبال نکردند؟ آیا مردم به نهادهای رسمی آن طور که در دوران جنگ اقبال داشتند، رو نیاوردند؟ حالا نخستین سوالی که مطرح می شود این است که اصلا مسئولان همین پرسش ها را قبول دارند؟ قبول دارند که این مسئله به وجود آمده یا نه؟ من تا آنجایی که نسبت به مسئولان آگاهی دارم، خیلی از آنها اصلا قبول ندارند چنین مشکلی وجود دارد. آنها این مسئله را به پای بی بی سی و شبکه های فارسی زبان و اینترنت و اینها می گذارند. متأسفانه مدت هاست که مسئولان از دیدن واقعیت ها فرار می کنند ولی اگر بخواهند این واقعیت را ببینند، این بی اعتمادی را باور کنند، آن وقت می رسیم به یک بحث جامعه شناختی؛ این که چه چیزی باعث شده است این بی اعتمادی به وجود بیاید؟ قطعا مفاسد اقتصادی که مرتب در یک دهه گذشته، هر چند هفته یک بار خبرش به گوش می رسید و منتشر می شد، اثرات بلندمدتی در ذهن مردم می گذارد و تبعاتی دارد.

گاهی ممکن است شما سالی یک بار چنین اخباری را به مردم بدهید، یک وقت است که شما هفته ای یک بار دارید چنین خبری را می دهید. ضمن این که شما اینترنت را دیده اید. مردم می پرسند آیا در کشوری که وزارت امور خارجه این کشور به لحاظ سیاسی با آن ارتباط خوب دارد، فلان مقدار خرج شده است ولی در کرمانشاه نشده؟ خب، اینها سوالاتی است که مسئولان پاسخ های درستی به آنها نداده اند و حاصل آن هم این می شود که مردم به حساب صادق زیباکلام یا علی دایی میلیاردها تومان پول می ریزند و به نهادهای حکومتی اعتماد نمی کنند.

پرسش دیگر این است که آیا آقای زیباکلام یا اشخاص مشهور دیگر فقط سر بزنگاه ها این کارها را انجام می دهند؟ خب، این مناطقی که در زلزله دچار آسیب شد، قبل از این هم جزو مناطق محروم بود. آیا صورت هایی مثل شما قبل از این اتفاقات، سراغ فعالیت های به میل خود نمی روند؟ آیا کارها خیرخواهانه در کشور قبل از چنین اتفاقاتی شکل نمی گیرد؟

برای این که اولا وضع اقتصادی مردم خیلی خوب نیست. یعنی کشور ما به لحاظ نفت و معادن ممکن است بالقوه کشور ثروتمندی باشد ولی بالفعل، اگر شما آمار چک های برگشتی، آمار شرکت های ورشکسته و آمار دزدی ها را نگاه کنید، می بینید ما جامعه مرفهی نیستیم. بنابراین هنگامی که شما از چنین جامعه ای طلب کمک می کنید، نخستین سوالی که از جانب جامعه مطرح می شود این است که بعد این همه درآمد گاز، درآمد نفت، درآمد معادن، مالیات ها و… کجا می رود؟ توصیه دوم، توصیه ای است که بسیار حایز اهمیت است.

چه کسانی آمدند به صادق زیباکلام کمک کردند؟ دقت کنید که بخش قابل توجهی از این کمک ها، مبالغ ٥ هزار تومان و ١٠ هزار تومان و ٢٠ هزار تومان و اینهاست. همین حالا هم که دارم با شما این مصاحبه را انجام می دهم، چند فقره دیگر کمک به حسابم ریخته شده. ولی می خواهم بگویم طرف پای عابربانک رفته یا از طریق اینترنت، همین مبلغ کمی را که از دستش برمی آمده کمک کرده. البته مبالغ ٤٠٠ هزار تومان و ٥٠٠ هزار تومان هم بوده ولی بخش قابل توجهی از این پول ها حول و حوش همان ٥٠ هزار تومان بوده. این عنوان چه چیزی را می رساند؟ این را می رساند که توان مالی مردم اوج نیست. چرا؟ چون کسی که وقت می گذارد و مبلغ ٥ هزار تومان را جهت من واریز می کند، اگر از نظر مالی اوضاع بهتری داشت، مطمئن باشید ٥٠ هزار تومان، ١٠٠ هزار تومان کمک می کرد ولی ٥ هزار تومان داده چون زیاد نداشته که کمک کند. اینها مسائلی است که مسئولان باید به آن توجه کنند، این که جامعه ما واقعا جامعه فقیری هست. فقط مناطقی مثل کردستان و کرمانشاه گرفتار فقر نیست، بلکه خیلی از افرادی که در پایتخت کشور عزیزمان ایران هم زندگی می کنند گرفتار فقر هستند.

با توجه به این کمک ها و اعتماد مردم، شما تصمیم دارید که این نوع فعالیت های به میل خود را ادامه بدهید؟ فارغ از بحث زلزله می پرسم. مثل همان ایده دهکده ای که از آن صحبت کردید و امثال اینها.

ببینید، من اگر بتوانم از این عنوان فرار کنم حتما فرار می کنم و این کار را ادامه نمی دهم چون زندگی ام را فلج کرده ولی هنگامی که یادم می افتد که مردم چطور به من اعتماد کردند، با خودم می گویم «حیا به چشمت!» در واقع می شود گفت گیر می کنم و نمی توانم عقب بکشم. جهت همین امیدوارم در آینده و به زودی دیگر نیازی نباشد که من به کرمانشاه بروم و با دوستانی که کار سازندگی را شروع کرده اند، ادامه بدهم ولی تا هر وقت که مورد نیاز باشد مجبورم باشم و بمانم.

یعنی می خواهم بدانم بعد از ماجرای کرمانشاه حاضر هستید جاهای دیگر هم بروید و به مناطق محروم سر بزنید و این فعالیت ها را ادامه بدهید؟

خیر، این کار دولت هست. صادق زیباکلام چه کاره است که این کار را بکند. وظیفه دولت هست. وظیفه مجلس هست. فراکسیون امید باید این کار را ادامه بدهد. این را هم که گفتم ادامه می دهم در رابطه با دهکده امید گفتم. ولی به صورت کلی موافق فعالیت های به میل خود هستم. چون نه تنها در کشورهای توسعه یافته بلکه در بسیاری از کشورها، مردم و «ان.جی.او»ها کمک های زیادی می کنند.

فراموش نکنیم هزاران سوری هنگامی که به علت جنگ داخلی داشتند از کشورشان می گریختند و آواره شده است بودند و به آلمان می رفتند، بسیاری از مردم آلمان غذا درست می کردند، جهت اینها پوشاک تهیه می کردند و با اتومبیل ارزش جهت ارزش می آوردند. به داد اینها می رسیدند. خب، تلویزیون کشور عزیزمان ایران خیلی اینها را نشان نمی داد ولی کانال ها و شبکه های دیگر نشان می دادند، بنابراین این که مردم با همنوعان خود احساس همدردی کنند، رفتاری بسیار خوب است و به نظر من همین «دهکده امید» می تواند یک مدل و یک الگو باشد جهت رساندن این خبر که مردم، ما خودمان هم می توانیم خیلی کارها بکنیم. ننشینیم و فقط چشم انتظار کمک های دولتی باشیم. خودمان هم بیاییم و همت کنیم و کارهایی را به دوش بگیریم. مثل همین ماجرای «مدرسه سازی» که به راه افتاده.

یک مقدار هم اینترنت در این جریان ها زیاد از قبل تأثیر گذاشته هست. شما چه تفاوت هایی در کمک های مردمی در این زلزله با زلزله بم احساس کردید؟

ببینید، زلزله کرمانشاه نخستین مصیبتی بود که بعد از شکل گرفتن و توسعه اینترنت اتفاق افتاد. زلزله ورزقان و زلزله بم، زمانی اتفاق افتادند که اینترنت یا ایجاد نشده بود یا به این وسعت نبود. بنابراین زلزله کرمانشاه نشان داد که اینترنت چه قدرتی دارد. صادق زیباکلام عددی نیست، کاره ای نیست؛ اینترنت بود که به کمک آمد.

داخل پرانتز این را بگویم؛ هنگامی که انتخابات شگفت انگیز مجلس شورای اسلامی، مجلس دهم، در پایتخت کشور عزیزمان ایران انجام شد و یک نفر از اصولگرایان نتوانست رأی بیاورد و در مجلس حضور پیدا کند، به نظر من این یک پدیده بسیار شگفت انگیز بود. من فردا یا بعد فردای آن روز مقاله ای نوشتم تحت این عنوان: «چه کسی اصولگرایان را شکست داد: اصلاح طلبان یا فضای مجازی؟» و نتیجه گیری کرده بودم که ما اصلاح طلبان خودمان را فریب ندهیم و جهت خودمان دسته گل نفرستیم! اینترنت بود که اصولگرایان را شکست داد، خبر رسان تلگرام بود. بنابراین اتفاق مهمی که در زلزله افتاد این بود که اینترنت نشان داد در جریان بلایای طبیعی می تواند خیلی راحت دور را از مسئولان و شرکت های دولتی بگیرد.

نظرتان راجع به مسکن مهر چه بود؟ خیلی ها آمدند و گفتند ماجرای مسکن مهر را در این زلزله سیاسی نکنید، ولی ما دیدیم که تصویر های آن همه جا منتشر شد و مردم خودشان در این باره قضاوت کردند.

ببینید؛ من سر پل ذهاب رفتم. نمی خواهم مسأله را سیاسی کنم. من رفتم و ساختمان های مسکن مهر را دیدم. هیچ توجیهی ندارد. حداقل این طور می شود گفت که از مسکن های مهر ساخته شده است در سر پل ذهاب شما هیچ دفاعی نمی توانید بکنید. فقط باید دعا کنیم جاهای دیگری که مسکن مهر ساخته شده است زلزله نیاید.

باید از آقای حقانیان هم که جواب انتقادهای آقای جهانگیری راجع به مسکن مهر را دادند، پرسید خرابی آن ساختمان ها پاسخش با کیست؟! آقای حقانیان چه پاسخی جهت این ساختمان هایی که مثل چاقو آنها را تراشیدند، دارد؟ چه توجیهی دارد؟

شما در کل مدیریت امدادرسانی در مناطق زلزله زده را چطور دیدید، بویژه مدیریت هلال احمر؟

من از نزدیک شاهد فعالیت هلال احمر بودم و به نظر من نمره خوبی باید به هلال احمر در این زمینه بدهند؛ چه به لحاظ کمک رسانی و چه به لحاظ مدیریت بحران. ببینید، یک موقع یک نهادی است که فقط ادعا دارد و به قول معروف دست راستش به دست چپش می گوید چه کنیم؟ ولی هلال احمر انصافا این طور نبود. هلال احمر می دانست چه کار می کند و چطور باید آن کار را انجام بدهد. در آخر بگویم شاید اگر نهادهای دیگر یک مقداری با هلال احمر همکاری می کردند، می توانست خیلی بهتر از اینها هم خدمات رسانی را انجام بدهد.

اخبار سیاسی – شهروند

واژه های کلیدی: زلزله | میلیون | میلیونی | کرمانشاه | بی اعتمادی | مناطق محروم | اخبار سیاسی و اجتماعی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : blogzz